پایگاه تحلیلی خبری پیام خبر
خبر فوری:
به مناسبت ۲۱ شهریور روز سینما؛ مروری تحلیلی بر وقایع دو دهه اخیر سینماهای کازرون

کازرون، سینماهای تعطیل و تدبیری که نیست

سینما پیام کازرون
    -     کد خبر: 12505
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۶/۲۱|۱۹:۳۷
شروع دهه نود بود و نفس های سینما پیام به شماره افتاده بود. مسئولین سینما پیام به شکلی پارادوکسیکال، عبرت آموز و تاریخی در دهانه ورودی سینما، سی دی فروشی باز کرده بودند. عوض شدن پرده سینما حالتی رفع تکلیفانه پیدا کرده بود. پرده دیر به دیر عوض می شد و طی مدتی که فیلم روی پرده سینما پیام بود، انگشت شمار به پخش در می آمد.

محمدرضا بحرانی: دوم خرداد بود. با انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور، اهالی فرهنگ و هنر به گشایش در فضای فرهنگی جامعه امیدوار شده بودند . به فراخور تغییر شرایط سیاسی – فرهنگی، خونی تازه در رگ رسانه های مکتوب و دیداری جریان یافته بود و سینما نیز از این تحول نو بی نصیب نمانده بود. موجی جدید از فیلمهای اجتماعی در آن سالهای سینمای ایران به راه افتاده بود که مسائل و ناهنجاری هایی که تا پیش از این خط قرمز تلقی می شدند را دستمایه داستان خود قرار داده بودند.

در چنین شرایط سیاسی – فرهنگی بود که "سینما شهرسبز" در کازرون دیده به جهان گشود. سینما شهرسبز آمد تا "پیام" دیگر تنها سینمای کازرون نباشد. سینما شهرسبز از همان بدو تاسیس فیلم‌های اجتماعی روز را هدف گیشه خود قرار داد. مسئولین سینما شهرسبز با این انتخاب در حال ارسال پیامی واضح و  روشن برای مخاطبین سینما در کازرون بودند و آن اینکه سینما شهرسبز قرار نیست از رویه سینما پیام تبعیت کند. سینما پیام سالهای سال بود که با اکران مستمر و بی وقفه فیلم‌های جنگی و اکشنِ تولید داخل، روالِ بی ذوقی پیشه کرده بود و انگار حتی تحولی چون دوم خرداد نیز قرار نبود تغییری در روال عادی این سینما پدید آورد. به هر حال تولد سینما شهرسبز تحولی نو در فضای فرهنگی کازرون بود و سالهای اول افتتاح این سینما با حضور پرتعداد و گسترده مخاطب سپری شد. اما متاسفانه فواره اقبال سینما شهرسبز خیلی سریع به نقطه اوج رسید و سپس روال نزولی گرفت.

با پایان دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی و ورود به دور دوم، هاله ای از نومیدی مبنی بر عدم گشایش در امور، اطراف و اکناف جامعه را در بر گرفت. این به بن بست رسیدگی در سینما با ریزش مخاطب متجلی گشت؛ و سینما شهرسبز که توسط بخش خصوصی راه اندازی شده بود از این ریزش مخاطب به شدت آسیب دید. مشکلات مالی مسئولین سینما شهرسبز هم مزید بر علت شد تا پس از یک دوره بی رونقی، سینما شهرسبز تعطیل شود. حال سینما پیام می بایست همچون گذشته به عنوان تنها سینمای فعال کازرون به راه خود ادامه می داد. با فیلمهایی که دیگر فقط جنگی و اکشن نبودند. سینما پیام فیلم‌های اجتماعی را هم اکران می کرد. شاید این درسی بود که سینما پیام از مجاورت و رقابت با سینما شهرسبز آموخته بود.

دهه هشتاد در حال سپری شدن بود و سینما پیام با مخاطبی قلیل و اندک به راه خود ادامه می داد. CD player  و DVD player که از شروع دهه هشتاد وارد بازار ایران شده بود، آرام آرام در حال همه گیر شدن بود. در این زمان بود که توزیع کنندگانِ مجازِ نسخه هایِ ویدئوییِ فیلمهایِ سینمایی تصمیم گرفتند که خود را با بازار صوتی – تصویری ها هماهنگ کنند و هم زمان با توزیع نسخهVHS  فیلمهای سینمایی، نسخهCD  را هم روانه بازار بخش نمایند. این دست آورد تکنولوژیک نابهنگام، توزیع کنندگان مجاز و کپی کنندگان غیرمجاز سی دی را ثروتمند کرد و گردش مالی سینماداران را تا حدودی دچار رکود ساخت. نابهنگامی و ناهمزمانی این گسترش تکنولوژیک از این رو تشدید می شد که سینمای ایران همچنان با دستگاه آپارات و نوار پوزیتیو، فیلمهای سینمایی را اکران می نمود. در آن سالها رویه ناعادلانه، غیرمنطقی و حتی غیر اقتصادی پخش فیلم در سینمای ایران بدین صورت بود که به فراخور حال هر فیلمی، چند ده نسخه پوزیتیو از آن تهیه می شد و این نسخه ها به نوبت در سینماهای شهرهای مختلف به اکران در می آمدند. در این رویه ناعادلانه سینما پیام معمولا آخر خط بود و فیلمهایی که مدتها از اکران آنها گذشته بود و اصطلاحا به کف اکران رسیده بودند در این سینما پخش می شدند.

در این بین هر از گاهی نسخه غیرقانونی بعضی فیلمهای پرفروش که با دوربین Handycam از روی پرده سینما ضبط شده بود، راهی بازار سیاه می شد و به اکران و فروش آن فیلم ضربه ای مهلک می زد. از سویی دیگر توزیع کنندگان طماع، در بعضی از موارد در حالی که فیلمهای سینمایی روزهای آخر اکران خود را سپری می کردند و اصطلاحا وضعیت کف اکران را می گذراندند، فیلم را روی سی دی به صورت مجاز! و قانونی !!! روانه بازار می کردند و بعضی فیلمهای سینمایی در شرایطی به سینما پیام می رسیدند که مخاطب کازرونی پیشتر سی دی اثر را دریافت و تماشا کرده بود! البته ناگفته پیداست که علاوه بر این مسائل کلان، کم تحرکی و نابلدی مسئولین سینما پیام و بی توجهی و غفلت مسئولین فرهنگی شهر به خصوص روسای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مزید بر علت بود. حتی هنگامی که در شروع دهه نود مسئول سینما پیام تلاش کرد با طرح پیشنهاداتی از قبیل تبدیل شدن سینما پیام به پاتوق هنرمندان شهر و اکران فیلمها با تخفیف ویژه برای هنرمندان، سینما را از رکود و ورشکستگی نجات دهد، مسئول وقت اداره ارشاد با عدم استقبال از چنین طرح هایی آنها را به بایگانی حافظه ها سپرد.

شروع دهه نود بود و نفس های سینما پیام به شماره افتاده بود. مسئولین سینما پیام به شکلی پارادوکسیکال، عبرت آموز و تاریخی در دهانه ورودی سینما، سی دی فروشی باز کرده بودند. عوض شدن پرده سینما حالتی رفع تکلیفانه پیدا کرده بود. پرده دیر به دیر عوض می شد و طی مدتی که فیلم روی پرده سینما پیام بود، انگشت شمار به پخش در می آمد. گرد و غبار رکود و کسادی روی صندلی ها نشسته بود. و حتی پرسنل سینما پیام هم دیگر حال و حوصله راه انداختن آن دستگاه آپارات قدیمی را نداشتند. مخاطبان انگشت شمار سینما در طول هفته معمولا با وعده "برو آخر هفته بیا" رد می شدند و آخر هفته هم آن مخاطبان انگشت شمار را با جمله "به حدنصاب نرسیده اید" راهی خانه می کردند. صرفا هر از مدتی یک بار پرده به شکلی سمبلیک عوض می شد و شاید چند باری هم در ماه حلقه پوزیتیو روی دستگاه آپارات به چرخش در می آمد. سینما پیام در حال جان دادن بود. مسئول سینما دلسرد شده بود. تلاشهای پیشینش در جذب مخاطب از مدارس، ارگانها و ادارات به بار ننشسته بودند. کسی هم در شهر کک اش نمی گزید که سینما موجود باشد یا نه. در چنین شرایطی بود که یک روز صبح تکه مقوایی پشت شیشه گیشه سینما پیام نصب گردید که با وعده جایگزینی سیستم تصویر HD  و صدای Dolby به جای سیستم های موجود، خبر از تعطیلی موقت سینما می داد. مسئول سینما معتقد بود که نهادهایی همچون "حوزه هنری" و یا "وزارت ارشاد" باید هر چه سریعتر به داد سینما برسند و سیستم های آن را به روزرسانی کنند. شرایط دستخوش تغییراتی شده بود. سرعت اینترنت افزایش یافته بود و امکان دانلود فیلم، کم کم داشت در دسترس همگان قرار می گرفت. سالن سینما برای ادامه حیات خود به چیزی بیشتر از چند صندلی و یک پرده احتیاج داشت. بدین گونه بود که کازرون تنها سینمای فعال خود را از دست داد.

در این حیث و بیث خبری عجیب در فضای فرهنگی – هنری شهرستان پیچید و آن اینکه مسئولین وزارت ارشاد با تجهیز سالن مردانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر کازرون قصد دارند این سالن را به سینما تبدیل کنند! سالن به یک دستگاه پخش فیلم مجهز شد و هم زمان با تهران و سایر شهرهای بزرگ، فیلمهای سینمایی را اکران نمود. تاخیری که به واسطه سیستم آپارات و کپی پوزیتیو در سینما پیام وجود داشت، در سیستم پخش HD حذف شده بود. اما واقعیت این بود که سالن مردانی هیچ شباهتی به سینما نداشت و حتی این تغییر کاربری موجب اعتراض بعضی از اهالی تئاتر شده بود. چرا که آنها معتقد بودند سالن مکانی برای تمرین و اجرای آنهاست و نباید این چنین تغییر کاربری داده می شد. به هر حال سالن مردانی با مخاطبانی که چندان هم زیاد نبودند مدتی لنگ لنگان به حرکت خود ادامه داد. حد فاصل اکران فیلمها در سالن، برنامه های نظیر گردهم آیی، نمایش، جنگ شادی، جشن مهدکودک ها و... به اجرا در می آمدند تا اینکه نهایتا با انتقال جبری تنها نیروی انسانی سالن به اداره ارشاد شهرستان مجاور، اکران فیلم در سالن مردانی متوقف شد! دقیقا به همین دلیل ساده: کمبود نیروی انسانی!

اکنون پس از دو دهه، سالن سینما شهرسبز به زبانکده و فرش فروشی تبدیل شده و سینما پیام مخروبه ای است که در گوشه ای از آن سی دی می فروشند. اراده‌ای برای تغییر این وضعیت وجود ندارد اما اگر بنا باشد بخش خصوصی و یا دولتی سرمایه گذاری برای راه اندازی هر کدام از این دو سینما انجام دهند، بایستی با فراست و هوشمندی کامل دست به چنین اقدامی بزنند. تجربه شکستهای گذشته و دلایل عدم توفیق در جذب مخاطب باید به درستی واکاوی و سنجیده شود. در یک نگره رئالیستی، سینما از جنبه تجاری خود، جزئی از دنیای کلان اینترتیمنت است. یک قطعه از پازل گسترده دنیای سرگرمی ها. در نتیجه اگر قرار باشد بازسازی برای سینماهای شهرسبز و پیام صورت پذیرد، بایستی سرگرمی‌های دیگری هم در کنار سالن پخش فیلم تعبیه شود. کافه، رستوران، فروشگاه، کتابفروشی، گیم نت، محوطه بازی کودکان و... می‌توانند در کنار یک سالن پخش فیلمِ مجهز به امکانات روز، امیدوار به جذب مشتری و بازگشت سرمایه باشند. تبدیل "شهرسبز" و "پیام" به مجتمع تجاری – فرهنگی می تواند افقی نو پیش روی فضای عمومی شهر کازرون باشد. چنین مجتمعی حتی می تواند عاملی باشد برای جلب توریست از شهرهای مجاور. اگر چنین تدابیری اندیشیده نشود و بنا باشد که با تک بعدی نگریستن به این مقوله مسیر اشتباه گذشته طی شود، آش همان آش و کاسه همان کاسه است.

عکس: محمد عباسی

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال