پایگاه تحلیلی خبری پیام خبر
خبر فوری:
دکتر غلامرضا خوش اقبال در گفتگو با هنرشیراز:

به دلیل سرعت زبان و زمانه، داشته‌های زبان و ادبیات فارسی را فراموش می‌کنیم/ خوانش، گفتمان و نوشتن، سه عنصر ارتباطی ما با ادبیات

دکتر غلامرضا خوش اقبال
    -     کد خبر: 12503
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۹/۶/۱۹|۰۲:۰۴
سرویس :فرهنگی >> ادبی
گاه ما نسبت به پیشینه زبان و ادبیات فارسی به دلیل اطلاعات کمی که داریم، کم اهمیت می شویم؛ و یا شاید به فراخور سرعت زمانه، ما هم همراه زمان آنگونه پر سرعت حرکت می‌کنیم که داشته های خود را نمی‌توانیم همراه ببریم؛ و یکی از مهمترین داشته های ما در ایران عزیز، زبان و ادبیات است که سنگینی و وقار خودش را همیشه همراه دارد. وقتی که سرعت می‌گیریم، در برخی کارها گاه این داشته‌ها را نمی‌توانیم وزنش را تحمل کنیم و همراه خودمان ببریم

اشاره: ماه گذشته هیئت داوران سومین جشنواره مطبوعات، خبرگزاری ها و پایگاه‌های خبری استان فارس، طی بیانیه خود در آئین اختتامیه ضمن معرفی برگزیدگان این دوره از جشنواره، به نکته‌ای قابل تامل اشاره کردند و آن اینکه "متاسفانه در بیشتر آثار ارسالی غلط های املایی، ویرایشی و نگارشی مشاهده می شود که بیانگر کم توجهی همکاران ارجمند مطبوعاتی به پاسداشت زبان و ادب پارسی است".

پایگاه خبری هنرشیراز در واکاوی دلایل و راهکارهای این مساله، در گفتگویی با غلامرضا خوش‌اقبال دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز و مدیر روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و همچنین مدرسان دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر فرهنگی و ادبی، سردبیر نشریه ادبی "برازمان" و دبیر علمی نخستین همایش ملی رویکردهای نوین در مطالعات زبان و ادبیات این سوال را مطرح نمود که:

آیا ایشان به عنوان یک کارشناس و متخصص حوزه ادبیات فارسی نخست این ایراد هیئت داوران را که نسبت به خبرنگاران و خبرنویسان و اصحاب رسانه فارس داشتند را تایید می کنند؟ و دوم اینکه اگر این ایراد را وارد می دانند، علت آن را در چه می‌بینند و چه راه‌کاری برای رفع این نقیصه پیشنهاد می‌نمایند؟

در زیر مشروح پاسخ جناب دکتر خوش اقبال به این پرسش آمده است.

به نام خداوند جان و خرد               کز این برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای                 خداوند روزی ده رهنمای

روز و روزگار به شما خوش؛ ممنون که بنده را قابل دانستید و طرح موضوع کردید تا مطالبی را ان‌شاءالله در خدمت تان باشم.

من اجازه می‌خواهم بحث بیانیه هیئت داوران را این گونه مطرح کنم که فرموده بودند: بیشتر آثار، غلط های املایی و ویرایشی و نگارشی داشتند و این شاید نشان از کم اهمیتی زبان و ادبیات فارسی است. در ابتدا این را عرض کنم که این موضوع را تایید می‌کنم که گاه ما نسبت به پیشینه زبان و ادبیات فارسی به دلیل اطلاعات کمی که داریم، کم اهمیت می شویم؛ و یا شاید به فراخور سرعت زمانه، ما هم همراه زمان آنگونه پر سرعت حرکت می‌کنیم که داشته های خود را نمی‌توانیم همراه ببریم؛ و یکی از مهمترین داشته های ما در ایران عزیز، زبان و ادبیات است که سنگینی و وقار خودش را همیشه همراه دارد. وقتی که سرعت می‌گیریم، در برخی کارها گاه این داشته‌ها را نمی‌توانیم وزنش را تحمل کنیم و همراه خودمان ببریم و این داشته‌ها زبان و ادبیات فارسی است. شما اگر کمی دقت نظر داشته باشید در آثار گذشتگان و بزرگان حوزه زبان و ادبیات فارسی، متوجه می‌شوید که با گذر زمان ها، این فخر و بزرگی و این افتخار به بیانی و کلامی زبان و ادبیات فارسی همچنان به قوت خودش باقی است و امروز شاید به دلیل اینکه همراه آوردن آن همه پشتوانه ادبی برای کسانی که مجبور می شوند در شرایطی با سرعت بیشتری بنویسند و برای موضوع‌های ساده و گاه همراه با جریان های روزمره مطلب می نویسند، خُب آوردن ادبیات و آن نشانه های بزرگ و ارزشمند زبان و ادبیات فارسی در متنشان کار بسیار سختی است.

پس از یک سو باید این موضوع را تایید کنیم که یک مقدار ما بیش از حد معمول نسبت به دیگر زبان ها به زبان و ادبیات فارسی کم می‌پردازیم و من این موضوع را تایید می‌کنم؛ ولی اسم آن را کم اهمیتی نمی گذارم؛ اسم آن را می گذارم "به دلیل سرعت زیاد همراه نبودن و همراه شدن با زبان و ادبیات فارسی و زیبایی‌های زبان و ادبیات فارسی". خُب حالا علت چیست؟ من دلم میخواهد این مبحث را خیلی خیلی مفصل بیان کنم؛ ولی نه در این مقال می گنجد و نه تلاش سالهای سال و مداوم بزرگان و اساتید بنده حقیر و بزرگان و اساتید تمام ایران عزیز ما که در این خصوص مباحث را مطرح کردند و امروز ما داشته های این عزیزان را داریم، آنقدر کوتاه است و یا می‌توان آنها را موجز کرد که اینجا قابل عرض باشد. اما اجازه می‌خواهم یک مطالبی را خیلی خلاصه و چکیده از داشته هایی که مطالعه کردم و موجود هست خیلی ساده بیان کنم که قابل فهم تر باشد؛ یعنی نگاه من بر این قابل فهمی است. اینکه ابتدا علت را اینگونه بیان کنم که بر سر قوت گفتمان اول خود باقیم؛ یعنی اینکه ما به دلیل سرعت زبان و زمانه، گاه داشته‌های زبان و ادبیات فارسی را فراموش می‌کنیم.

 

خوانش، گفتمان و نوشتن، سه عنصر ارتباطی ما با ادبیات

حالا دیگر علت‌ها چیست؟ اینکه وقتی که ما زمانی را برای آگاهی از زبان و ادبیات فارسی برای خود می گذاریم، اولین عنصر ارتباطی ما با ادبیات، "دیدگان" ماست که با کلمات آشنا می‌شود و عنصر دوم در مسیر ارتباط "خوانش" است. گاه من این‌جور بیان می‌کنم که به دلیل اینکه آگاهی خوب و ارزشمندی در خصوص خوانش متون ادبی نداریم، کم‌کم فاصله می‌گیریم از زبان و ادبیات فارسی و فراموش می‌کنیم ادبیات گذشته خودمان را و خلاصه می کنیم ادبیات را و بسنده می کنیم. در واقع به چندین شاعر و نویسنده و کسانی که آثارشان در زمان امروزه ما از گذشته بر خاطرات ما سوار است اکتفا می کنیم؛ و دیگر اینکه فهم ما از این اصول است که چون کار سختی است، ما امروز زمان و فرصتش را به خودمان نمی دهیم یا برای خودمان فراهم نمی کنیم و دنبال نمی کنیم و این مهم‌ترین و مهم‌ترین و مهم‌ترین عنصر مشکل ساز در زبان و ادبیات فارسی است و آن هم خوانش است. یعنی وقتی که ما نمی توانیم متون ادبی را خوب بخوانیم، کم‌کم فاصله می‌گیریم و این فاصله باعث می‌شود که نتوانیم کوله بار ارزشمند زبان و ادبیات فارسی را با زبان و زمان خودمان همراه کنیم و بتوانیم از آن بهره ببریم.

من همچنانکه معایب را می‌گویم اجازه می‌خواهم که راهکارها را هم بیان کنم که دور از مسیر گفتمان نیافتیم. پس مهمترین عامل خوب خوانده است. حالا راهی برای خوانش چیست؟ اینکه ما راهی بیابیم با توجه به علاقه‌مندی هایمان برای اینکه حتی اگر شده است چند دقیقه مطالعه کنیم در روز و به طور مداوم، یعنی یک فرصتی محقق کنیم که بتوانیم این خوانش مدام در ذهن ما متواتر باشد. این چرایی‌اش را هم عرض کنم و برویم به موضوع بعد.

این چرایی خوانش را ما ادبیاتی ها اینجور فرض می‌کنیم که وقتی که خوانش محقق می شود، بعد از مدتی کلمات در پس زمینه ذهن ما، اندیشه ما را ترتیب می‌دهد و وقتی شما خوانش نداشته باشید، به مرور کلمات و داشته‌هایت نزدیک می‌شوند به کلمات روزمره و گاه برای نوشتن یا برای درک کردن، کلمه کم می‌‌آوریم. پس بهترین راه برای این است که ما فرصتی برای خوانش بگذاریم و خوانشمان را منظم کنیم و در این نظم برای اینکه علاقه‌مندی ما مهم و ارزشمند باشد، از علاقه‌مندی‌ها و مکتوباتی که به علاقه‌مندی ما نزدیک است شروع کنیم. این مهم ما را به یک سمت و سویی می کشاند.

گام بعدی ما بعد از خوانش، "گفتمان" است. گفتگو کردن در مورد خوانش و بحث کردن در مورد مطالب ماست؛ همچنان که سعدی میفرماید:

"علم بی بحث و مال بی تجارت باقی نمی ماند"

این درک خوانش ما نیازمند چیست؟ بحث کردن؛ این بحث کردن و گفتگو کردن یک تمرین و یک ورزشی است برای مغز و جابه‌جایی‌های مشخصی که با کلمات می‌توانیم در گفتمان خود داشته باشیم؛ به دور از اُفت ادبی در کلام عرض می کنم. این انتقال مفاهیم و بحث کردنی که منتج به یک نتیجه خوب شود؛ و بعد از آن بحث "نوشتن" است. اینکه ما گاه آنقدر در مسیر کاری خود قرار می‌گیریم که یا فراموش می‌کنیم بنویسیم، یا فرصتی را برای نوشتن فراهم نمی کنیم؛ و یا خیلی از دوستانی که اهل قلم زدن و نوشتن هستند، آنقدر به دلیل مشکلات کاری متمرکز بر نوشته های تخصصی خودشان می شوند – که حالا اینجا می توانیم از بچه‌های خبرنویس مثال بزنیم چون عنوان مطلب ما هم با همین موضوع شروع شد – که اینقدر این عزیزان و دوستان درگیر نوشته ها و کلمات حواشی خبر می شوند که دیگر به زیبایی نوشتن نمی پردازند و فاصله می‌گیرند و تقریباً به خبر نوشتن اکتفا می‌کنند. حالا اینکه زمانی را برای تحلیل خبر یا گفتمانی فراتر از آن برای زیبا نویسی و خیال انگیزی مطلبی که در دست دارند خواهند گذاشت، این دیگر فاصله می‌گیرد.

من یک خواهشی که از حضور همه دوستان دارم، با توجه به این که دلم می‌خواهد در این گفتمان یک رفت و برگشت و یک تجربه‌ای هم منتقل شود، و با توجه به یافته ها و درس‌هایی که سال‌های سال در کنار اساتید خودم گذرانده‌ام، اجازه می خواهم چند نقطه و نکته مهم و نکته خاص را در مورد نوشتن بیان کنم؛ ان‌شاءالله که فرصت خوبی باشد، هرچند که درس پس میدهیم در کنار همه عزیزان.

نقطه طلایی و نقاط عطف نوشتنمان را پیدا کنیم. از کلیشه ها فاصله بگیریم دست قلم نوشتنمان را آزاد بگذاریم و کلمات را رام کنیم

اما الزاما نوشتن در حوزه های مختلف می تواند رویکردهای مختلفی داشته باشد. شاید هم تمرین ها برای تمرین خبرنویسی خوب نباشد یا همه تمرین ها برای نوشتن رمان خوب نباشد و یا همه تمرین ها برای نوشتن داستان کوتاه خوب نباشد، اما یک کلماتی وجود دارد که می تواند ذهن ما را یک مقدار خلاقانه تر پیش ببرد. من اجازه می خواهم خیلی با سرعت این مطالب را بیان کنم؛ پس گذر می کنم از نگاه راه‌کارها و برسیم به بحث نوشتن.

حال عزیزانی که می‌خواهند بعد از "خواندن" و "گفتن" و "بحث کردن" به "نوشتن" بپردازند، بهتر است که در بحث نوشتن چند نکته را فراموش نکنند

۱- نقاط عطف نوشتن خود را بیابیم: یعنی قبل از اینکه قلم به دست بگیریم، چندتا "چرا" در ذهن خودمان بسازیم. نقطه طلایی و نقاط عطف نوشتنمان را پیدا کنیم و ذهن ما باید در مسیر قلم زدن به آن معطوف باشد.

2- از کلیشه ها فاصله بگیریم: یک مقدار کلیشه نوشتن را کنار بگذاریم. دست قلم نوشتنمان را آزاد بگذاریم. شروع کنیم به بازنویسی‌ها، متن نویسی‌هایی که اتفاقاً در قالب هم قرار ندارند و مسیرهای برای توصیف های مکرر بسازیم. عادت های روزمره را بنویسیم، خاطرات گذشته را بنویسیم؛ یعنی دست قلم را برای نوشته هایی به دور از کلیشه‌های باز بگذاریم

۳- نتیجه متنمان را از اول بنویسیم: یعنی نتیجه آغازین؛ یک پارادوکس قشنگ. بیاییم بگوییم چه کار می خواهیم بکنیم. این چیزی که ماحصل دریافت ماست از همان ابتدا به آن بپردازیم. یعنی در واقع از یک منظر دیگر با یک نگاهی دیگر خود را جای خواننده بگذاریم که آیا دوست می‌دارد که این مسیر که من دارم قلم می زنم را بخواند و لذتش را ببرید؟ یعنی نویسنده فرار کند از کلیشه‌ها و بعد قدم بگذارد در یک کلمات خیال انگیزی که بتواند لذت ببرد همزمان با خوانش متن ما

۴- دلمان را به دریا بزنیم: دوستان من خواهشی که از همه عزیزان دارم این است که این را به عنوان راهکارهایی در نظر بگیرند که دل به دریا زدن در نوشتن، دست و قلم را آزاد گذاشتن، ر‌هایی اندیشه را به بار خواهد آورد؛ و بعد من اسمش را می‌گذارم رام کردن کلمات. گام بعدی کلمات را رام کنید. در ذهن خودتان هم گاهی مواقع کلمات بی پروا از سینه و ذهن ما بیرون می‌پرد و جملاتی را می‌سازند که بر اساس زمان تعریف می شوند. زمانی که ما در یک هیجانی قرار گرفتیم، در یک شرایط قرار گرفتیم، این از یک سو ارزش دارد، اما از سوی دیگر اگر این را رام نکنید و لگام گسیخته افسار گسیخته پیش بروند، بعد از مدتی می بینید که زبانتان تند است و شرایط ویژه نخواهد بود و  نمی توانند آنگونه که باید زیبایی آفرینی کند در ذهن خواننده.

و بعد برای دنیای امروزمان دنبال واژگانی بگردیم که یک مقدار جدید باشد، برای خواننده جذابیت داشته باشد و شاید گاهی مواقع برخی از کلمات و واژگان قدیمی هم باشند که امروز مجدد واکاوی می‌شود و دوباره مثل گوهرهای تابناکی که در زیر خاک پنهان هستند بیرون می‌آیند و ارزشمند می‌شوند. بنابراین این را فراموش نکنید دوستان.

 

نکته ها و موارد بسیار بسیار زیاد است؛ اما دلم می خواست که اینها را با شما در اشتراک بگذارم و فرصتی را با توجه به بزرگواری که دوستان ما در پایگاه خبری هنرشیراز داشتند به اشتراک بگذاریم و در خصوص مواردی که دغدغه همه ماست – حالا به جز دوستانی که در اختتامیه به عنوان داور جشنواره بودند مطالبی را بیان کردند – دغدغه همه ما باشد اینکه به زبان و ادبیات فارسی با اهمیت تر نگاه کنیم و این بنیادهای فرهنگی و این تفکر و اندیشگانی مملکت خود را به راحتی به واسطه سنگینی و ملال انگیزی گاه کلمات و واژگان و ارتباط گرفتن با مسیری که شاید یک مقدار مشکل باشد وا نگذاریم.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال